شعر – پوک شده

  • شعر سپید

استخوان‌های پوک شده از فقر

با هر شکست

متلاشی می‌شوند

اما هربار ایستاده‌ام

شعر نوشته‌ام، ساز زده‌ام

و به روی خودم نیاورده‌ام

با همین دست‌های معمولی

آن‌قدر بال زده‌ام

تا از کوچه‌های تنگ و تاریک

به کافه‌های بالای شهر

پرواز کنم

که زیر چراغ‌های نئون

دست در دستِ دختری از دنیای دیگر

بگذارم

وزیرها عوض می‌شوند

سفیرها عوض می‌شوند

فقیرها، نه!

بطور سیری ناپذیری عاشق بدست آوردن‌ام

پس نخواه کوتاه بیایم!

من

درست مثل یک آونگ

بارها از نقطه‌ی آرامشم می‌گذرم

اما نمی‌ایستم

ما برای ایستادن آفریده نشده‌ایم

 

#بهزاد_رحیمی

ترانه منم اون آدمی که منطقی بود

منم اون آدمی که منطقی بود

ولی چن روزی میشه فرق کردم

مث قایق که دل میده به دریا

خودم بودم خودم رو غرق کردم

… ادامه داره

برای خرید ترانه کلیک کنید

….

شعر – مزرعه ذرت توی اتاق

 

مثل چند شب گذشته

پدر

رفته بود توی مزرعه‌ی ذرت

بخوابد

آتش روشن کند

[شغال‌ها را فراری دهد]

ما هم خیال می‌بافتیم

و از خستگی زود خوابمان می‌بُرد

آفتاب پلک‌هایمان را باز می‌کرد، می‌خندیدیم

باران از تار و پود سقف زندگی‌مان رد می‌شد، می‌خندیدیم

باد چادرمان را می‌برد، باز می‌خندیدیم

اما …

یواشکی به شهر فکر می‌کردیم

تابستان تمام شد

به چهار دیواری خانه برگشتیم

به حصار مدرسه

ماهی‌ها توی آکواریوم مسیر تکراری را هزاران بار …

من مسیر دانشگاه تا خوابگاه را …

.

کرکره‌ی پارکینگ که پایین می‌آید

می‌روم توی تخت مچاله می‌شوم

پلک‌هایم را بزور در هم قفل می‌کنم

بن بست به بن بست

بغض توی گلویم ترشح می‌شود

ناخن می‌کشم روی سیمان

لکه‌های قرمز می‌چکد روی سلول‌های خاکستری مغزم

 

برای اینکه خوابم ببرد

یواشکی به این فکر می‌کنم

پدر رفته شب توی مزرعه ی ذرت بخوابد

 

#بهزاد_رحیمی

مجموعه شعر #اتاق_بےخواب

انتشارات #فصل_پنجم

@BehzadRahimi89

مثل کوه

شعر سپید:

مثل کوه‌ام
کوهی از درد
که وقتی دلش شور می‌زند
از چشمه‌هایش
آب شور می‌آید

مثل کوه ایستاده ام
کوهی که وقتی دلش تنگ می‌شود
هیچ چیز از تنش عبور نمی‌کند
جز مرگ

مثل کوه دوستت دارم
به من برگرد
گل سرت را
از میان بوته‌های وحشی تنم
بردار

ترانه آماده – خرداد تب کرده

 ترانه جدید

از اون خرداد تب کرده گذشتیم

رسیدیم ما به سرمای زمستون

دیگه چیزی میون ما نمونده

بجز این خاطرات خیس بارون

 

 

تو از این زندگی دیگه بریدی

تو احساست به من تغییر کرده

شاید اونکه می خواستی من نبودم

شاید قلبت یه جایی گیر کرده

 

برای سفارش ترانه کلیک کنید

ترانه آماده شاد

 

با یه شاخه گل سرخ بی قرار
چش براهتم که از راه برسی
صد دفه این پا و اون پا می کنم
می میرم زنده میشم تا برسی

مطمئنم که تو بر می گردی به خستگیام
می دونم ببینمت یادم میره بگم سلام
نبض من به قلب تو بستگی داره نفسم
می خوام هر جوری شده، به‌ دستای تو برسم

 

برای خربد ترانه کلیک کنید

شعر بیوگرافی

سال آخر دبیرستان
شعر می خواندم و علوم تجربی
موسیقی گوش می دادم و
فکر می کردم، به آینده
زیر سرم
بالش پر می گذاشتم
بلکه خواب آزادی را ببینم

برای فتح آسمان آماده بودم
توی اتوبوس
جاده ها را با اشک و لبخند پرواز کردم
پا توی غربت دانشگاه گذاشتم
هیچ چیزش مثل آسمان نبود
بجز
ستاره های فیلتر دارش
ته راهرو های تاریک خوابگاه

من ساز می زدم و
چگوارا و شریعتی سیگار می کشیدند
حالم از دنیا به هم می خورد
زنگ می زدم به شهرداری
الو
شهرداری؟
هر شب کره ی زمین را می گذارم دم در
چرا بَرَش نمی دارید؟

حالا کم آورده ام
آنقدر خسته شده ام
که نه پرواز می خواهم،
نه حال دارم که از چیزی به هم بخورد
مثل کوالا
دو دستی چسبیده ام به زندگی

این زندگی لعنتی خیلی ها را کشته است

#بهزاد_رحیمی

 

برای خرید کتاب کلیک کنید

http://behzadrahimi.com/1396/07/27/اتاق-بیخواب/

ترانه آهنگ خوشبختی – فاتح نورایی

متن آهنگ #خوشبختی

خواننده و آهنگساز: فاتح نورایی
ترانه سرا: بهزاد رحیمی

چقد با تو من آرومم / همین لحظه که می خندی
همه آشفتگیم میره / تو که موهاتو می بندی
بگیر دستامو عاشق شم / بدون عشق می پوسم
تو که چشماتو می بندی / میام پلکاتو می بوسم

تو آغوشم که میخوابی / دیگه دلواپس چی شم؟
تو مرز عشق راه می رم / دارم عاشقترم میشم
تو آغوشم که می خوابی / چشام جز تو نمی بینه
تموم زندگی واسم/ شبیه خواب شیرینه

کنار تو چه خوشبختم / تو که می رقصی من شادم
به سمت آسمون میره / مسیری که توش افتادم
منو با خنده آروم کن / رگ خوابم رو می دونی
واست شاعرترین میشم / تو که شعرامو می خونی

ترانه‌سرا #بهزاد_رحیمی
@BehzadRahimi89

شعر – انگشت‌های بتونی زمین-

شعر – انگشت‌های بتونی زمین-

آسمان‌خراش‌ها
انگشت‌های بتونیِ زمین‌اند
هر سال که برج‌های بلند‌تر می‌سازند
زمین دستش را بلند می‌کند
برای لمس تو

من زمینم
نگاهم کن
روزی چند ساعت
با کُره‌های سوزانِ درون حدقه‌ات،
خوب نگاهم کن
تن‌ام را
سلول‌های خورشیدی پوشانده‌است

نزدیک‌تر بیا
بگذار بسوزم
نزدیک‌تر بیا
مرا بکش

من،
همیشه فکر می‌کردم
چیزهای کشنده را دوست ندارم
عشق،
عشق خلافش را ثابت کرد

با من بمان
زندگی ساده‌ست
بیست و یک درصد اکسیژن داریم
نیم درصد آب شیرین
و چند خط شعر

خورشید من
وقتی زمین عاشق می‌شود
خودش را رها می‌کند
از هر چه مدار است
آرام در آغوش‌ات می‌غلتد
و
هر چه در آغوشت اتفاق بیفتد را
دوست دارم
حتی مرگ …

#بهزاد_رحیمی

ترانه بغض لعنتی

متن آهنگ (بغض لعنتی) از بهزاد رحیمی

ترانه، آهنگ و صدای بهزاد رحیمی

لینک دانلود     (ٍSave / ذخیره)

این خونه بعد تو / درگیر بغضته

حالم بده ولی / هیچکی نگفت چته

حتی ترانه هام / لکنت گرفتنو

این بغض لعنتی/ هی میکشه منو

 

بغض می کنم تو که / میگیری دستشو

از این پیاده رو / حالا هی رد بشو

توی توهمم / دستاتو می گیرم

توی جهنم ِ بعد از تو می میرم

 

این خونه بعد تو / خالی نشد ازت

من زنده ام هنوز / با یاد تو فقط

وقتی که دیدمت / با من فقط بخند

چشماتو دوس دارم / چشماتو روم نبند

***