ترانه کافه خاطرات

ترانه کافه خاطرات با صدای آسو منتشر شد

 

متن ترانه:

نشستم توی کافه‌ی خاطرات

تو نیستی، ولی زل زدم تــو چشات

نشستی چشامو رصد می‌کنی

به سختی تو اشکاتو سد می‌کنی

غرورت نمیذاره عاشق بشی

بگو کی میخوای از غرور خسته‌شی

تو نیستی و سرد میشه این قهوه هم

از این کافه تنهایی باید برم

تو عاشق می‌کنی شهرو

مث بارون پاییزی

غمامو از تو می‌گیرم

چقد خوبه غم انگیزی

یه حس خوب ازت ساختم

محاله بی تو این دنیا

مرورت می‌کنم هر شب

توی رویاتم این روزا

چقد سخته این انتظار عبث

به تو فکـــر کردن توی هر نفس

زمین و زمانو به هم دووووختن

توی خاطره روز و شب سوختن

هنوزم میبینم بهم زل زدی

بذار باورم شه که تو اومدی

سکوتت منو میکشه واقعا

حواسم به توئه یه حرفی بزن

 

 

شعر سپید – دریازده

شعر سپید:

—————

به گذشته فکر می‌کنم

بچه لاک‌پشت‌ها را

روی قایق‌های کوچک چوبی می‌گذاشتیم

و در آب رها می‌کردیم

به گذشته فکر می‌کنم و دریازده می‌شوم

 

فرمانده‌های جنگ

اگر به گذشته فکر می‌کردند

هرشب

تیر باران می‌شدند

 

#بهزاد_رحیمی

شعر – پوک شده

  • شعر سپید

استخوان‌های پوک شده از فقر

با هر شکست

متلاشی می‌شوند

اما هربار ایستاده‌ام

شعر نوشته‌ام، ساز زده‌ام

و به روی خودم نیاورده‌ام

با همین دست‌های معمولی

آن‌قدر بال زده‌ام

تا از کوچه‌های تنگ و تاریک

به کافه‌های بالای شهر

پرواز کنم

که زیر چراغ‌های نئون

دست در دستِ دختری از دنیای دیگر

بگذارم

وزیرها عوض می‌شوند

سفیرها عوض می‌شوند

فقیرها، نه!

بطور سیری ناپذیری عاشق بدست آوردن‌ام

پس نخواه کوتاه بیایم!

من

درست مثل یک آونگ

بارها از نقطه‌ی آرامشم می‌گذرم

اما نمی‌ایستم

ما برای ایستادن آفریده نشده‌ایم

 

#بهزاد_رحیمی

ترانه آدم منطقی ۲

#ترانه

همیشه با تو، من رو راست بودم

تو بودی همدم شادی و دردم

بجز اشکای تنهایی یک مرد

ازت چیزی رو من پنهون نکردم

#بهزاد_رحیمی

دوستم بدار

دوستم بدار

اما نه همیشه

این خط ممتد آرامش

عشق را می‌کشد

تو

فقط

گاهی دوستم داشته باش

آن‌چنان که

قطره قطره آب بچکانی

در دهان ماهی تشنه

 

#بهزاد_رحیمی

@BehzadRahimi89

ترانه آهنگ بانو با صدای ئاسو

آهنگ #بانو با صدای #ئاسو منتشر شد

ترانه‌سرا: #بهزاد_رحیمی

متن ترانه:

بدون بودنت آینده مبهمه

بدون بودنت حتی هوا کمه

بارونی کردی باز، هوای کافه رو

برو ولی الان، تو این هوا نرو

 

دیوار و عکس تو، بارون و عطر تو

شهرو دیوونه کرد، این شال و چتر تو

آرامش منو گاهی به هم بریز

این مرد محکمو گاهی به هم بریز

 

تو خلوت خودت، پناه بده منو

از من بگیر بانو این ترس رفتنو

دنیام عوض شده با عطر بودنت

اردیبهشتمه، گل‌های پیرهنت

 

رفتی و چشم تو، آرامشم نشد

اما از عشق من، یه ذره کم نشد

حالم اگه بده، دلواپسم نباش

دنیامو دادمو، عاشق شدم بجاش

#بهزاد_رحیمی

 

ترانه منم اون آدمی که منطقی بود

منم اون آدمی که منطقی بود

ولی چن روزی میشه فرق کردم

مث قایق که دل میده به دریا

خودم بودم خودم رو غرق کردم

… ادامه داره

برای خرید ترانه کلیک کنید

….

شعر – مزرعه ذرت توی اتاق

 

مثل چند شب گذشته

پدر

رفته بود توی مزرعه‌ی ذرت

بخوابد

آتش روشن کند

[شغال‌ها را فراری دهد]

ما هم خیال می‌بافتیم

و از خستگی زود خوابمان می‌بُرد

آفتاب پلک‌هایمان را باز می‌کرد، می‌خندیدیم

باران از تار و پود سقف زندگی‌مان رد می‌شد، می‌خندیدیم

باد چادرمان را می‌برد، باز می‌خندیدیم

اما …

یواشکی به شهر فکر می‌کردیم

تابستان تمام شد

به چهار دیواری خانه برگشتیم

به حصار مدرسه

ماهی‌ها توی آکواریوم مسیر تکراری را هزاران بار …

من مسیر دانشگاه تا خوابگاه را …

.

کرکره‌ی پارکینگ که پایین می‌آید

می‌روم توی تخت مچاله می‌شوم

پلک‌هایم را بزور در هم قفل می‌کنم

بن بست به بن بست

بغض توی گلویم ترشح می‌شود

ناخن می‌کشم روی سیمان

لکه‌های قرمز می‌چکد روی سلول‌های خاکستری مغزم

 

برای اینکه خوابم ببرد

یواشکی به این فکر می‌کنم

پدر رفته شب توی مزرعه ی ذرت بخوابد

 

#بهزاد_رحیمی

مجموعه شعر #اتاق_بےخواب

انتشارات #فصل_پنجم

@BehzadRahimi89

مثل کوه

شعر سپید:

مثل کوه‌ام
کوهی از درد
که وقتی دلش شور می‌زند
از چشمه‌هایش
آب شور می‌آید

مثل کوه ایستاده ام
کوهی که وقتی دلش تنگ می‌شود
هیچ چیز از تنش عبور نمی‌کند
جز مرگ

مثل کوه دوستت دارم
به من برگرد
گل سرت را
از میان بوته‌های وحشی تنم
بردار

ترانه آماده – خرداد تب کرده

 ترانه جدید

از اون خرداد تب کرده گذشتیم

رسیدیم ما به سرمای زمستون

دیگه چیزی میون ما نمونده

بجز این خاطرات خیس بارون

 

 

تو از این زندگی دیگه بریدی

تو احساست به من تغییر کرده

شاید اونکه می خواستی من نبودم

شاید قلبت یه جایی گیر کرده

 

برای سفارش ترانه کلیک کنید