شعر بیوگرافی

سال آخر دبیرستان
شعر می خواندم و علوم تجربی
موسیقی گوش می دادم و
فکر می کردم، به آینده
زیر سرم
بالش پر می گذاشتم
بلکه خواب آزادی را ببینم

برای فتح آسمان آماده بودم
توی اتوبوس
جاده ها را با اشک و لبخند پرواز کردم
پا توی غربت دانشگاه گذاشتم
هیچ چیزش مثل آسمان نبود
بجز
ستاره های فیلتر دارش
ته راهرو های تاریک خوابگاه

من ساز می زدم و
چگوارا و شریعتی سیگار می کشیدند
حالم از دنیا به هم می خورد
زنگ می زدم به شهرداری
الو
شهرداری؟
هر شب کره ی زمین را می گذارم دم در
چرا بَرَش نمی دارید؟

حالا کم آورده ام
آنقدر خسته شده ام
که نه پرواز می خواهم،
نه حال دارم که از چیزی به هم بخورد
مثل کوالا
دو دستی چسبیده ام به زندگی

این زندگی لعنتی خیلی ها را کشته است

#بهزاد_رحیمی

 

برای خرید کتاب کلیک کنید

http://behzadrahimi.com/1396/07/27/اتاق-بیخواب/

ترانه آهنگ خوشبختی – فاتح نورایی

متن آهنگ #خوشبختی

خواننده و آهنگساز: فاتح نورایی
ترانه سرا: بهزاد رحیمی

چقد با تو من آرومم / همین لحظه که می خندی
همه آشفتگیم میره / تو که موهاتو می بندی
بگیر دستامو عاشق شم / بدون عشق می پوسم
تو که چشماتو می بندی / میام پلکاتو می بوسم

تو آغوشم که میخوابی / دیگه دلواپس چی شم؟
تو مرز عشق راه می رم / دارم عاشقترم میشم
تو آغوشم که می خوابی / چشام جز تو نمی بینه
تموم زندگی واسم/ شبیه خواب شیرینه

کنار تو چه خوشبختم / تو که می رقصی من شادم
به سمت آسمون میره / مسیری که توش افتادم
منو با خنده آروم کن / رگ خوابم رو می دونی
واست شاعرترین میشم / تو که شعرامو می خونی

ترانه‌سرا #بهزاد_رحیمی
@BehzadRahimi89

شعر – انگشت‌های بتونی زمین-

شعر – انگشت‌های بتونی زمین-

آسمان‌خراش‌ها
انگشت‌های بتونیِ زمین‌اند
هر سال که برج‌های بلند‌تر می‌سازند
زمین دستش را بلند می‌کند
برای لمس تو

من زمینم
نگاهم کن
روزی چند ساعت
با کُره‌های سوزانِ درون حدقه‌ات،
خوب نگاهم کن
تن‌ام را
سلول‌های خورشیدی پوشانده‌است

نزدیک‌تر بیا
بگذار بسوزم
نزدیک‌تر بیا
مرا بکش

من،
همیشه فکر می‌کردم
چیزهای کشنده را دوست ندارم
عشق،
عشق خلافش را ثابت کرد

با من بمان
زندگی ساده‌ست
بیست و یک درصد اکسیژن داریم
نیم درصد آب شیرین
و چند خط شعر

خورشید من
وقتی زمین عاشق می‌شود
خودش را رها می‌کند
از هر چه مدار است
آرام در آغوش‌ات می‌غلتد
و
هر چه در آغوشت اتفاق بیفتد را
دوست دارم
حتی مرگ …

#بهزاد_رحیمی

ترانه بغض لعنتی

متن آهنگ (بغض لعنتی) از بهزاد رحیمی

ترانه، آهنگ و صدای بهزاد رحیمی

لینک دانلود     (ٍSave / ذخیره)

این خونه بعد تو / درگیر بغضته

حالم بده ولی / هیچکی نگفت چته

حتی ترانه هام / لکنت گرفتنو

این بغض لعنتی/ هی میکشه منو

 

بغض می کنم تو که / میگیری دستشو

از این پیاده رو / حالا هی رد بشو

توی توهمم / دستاتو می گیرم

توی جهنم ِ بعد از تو می میرم

 

این خونه بعد تو / خالی نشد ازت

من زنده ام هنوز / با یاد تو فقط

وقتی که دیدمت / با من فقط بخند

چشماتو دوس دارم / چشماتو روم نبند

***

شعری از بهزاد رحیمی در روزنامه “سایه”

شعری از #بهزاد_رحیمی

در روزنامه سراسری “سایه”/ شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶

 

📝

تصور کن

خورشید،

چادر سیاهش را سر کند

و برود

مثل مادری که می رنجد

ـ بهزاد رحیمی

شعر صلح ابدی از کتاب اتاق بی‌خواب

از کتاب اتاق بی‌خواب

بهزاد رحیمی ( شاعر و ترانه‌سرا)

بچه ها
همزبان به دنیا می آیند
با گریه های مشترک
بزرگ هم که شدند
برای وطن می جنگند
اما روبروی هم
برای شرف می جنگند
اما روبروی هم
برای خدا می جنگند
اما روبروی هم
این وسط یک نفر دروغ می گوید
هر جنگی
با یک دروغ شروع می شود
و به مرگ ختم می شود
مرگ اما …

سنگ های عمودی
و سنگ های افقی
کنار هم
در صلحی ابدی اند
میان گورستان

شعر ـ چهارپاره / ( گالیله)

 خونسردی”
از بهزاد رحیمی (شاعر- ترانه سرا)

سرگرم خونسردی شدی، آهای
می پاشم از داخل بیا برگرد
یک صفحه از این قصه جا افتاد
یک من مرا قبل از تو پیدا کرد

یک فاجعه از چشم تو دورم
یک پرچم آشفته ام در باد
هرشب معلق می شوم در تو
یک دکمه از پیراهنت افتاد

عطر تو مثل شعله‌ی آتش
من کاسه صبرم پر از بنزین
دیدار تو رفتن به فینال و
برگشتنم یک نقره ی غمگین

غمگین تر از گالیله ام بانو
اخبار مرتد بودنم پیچید
من معتقد هستم که این دنیا
دور تو می گردد نه این خورشید

نقد و بررسی شعری از بهزاد رحیمی

☑ ️شکستن مرزها در شعر

نقد و بررسی شعری از #بهزاد_رحیمی

به قلم: حمیدرضا شکارسری

//

قلبم

مثل ساعت کار می‌کند

مثل ساعتی که

ایستاده

به تماشای تو

//

قدس آنلاین- در منطق ارسطویی هرچیزی یا الف است یا ب. آن‌چیز نمی‌‌تواند در آنِ واحد هم الف باشد و هم ب. سگ نمی‌تواند گربه باشد و گل سرخ نمی‌تواند گندم باشد.

اما در منطق فازی(پساارسطویی) چیزی‌که الف است می‌تواند ب هم باشد یا حداقل بخشی از آن هم باشد. سگ در پستاندار بودن و گوشتخوار بودن همان گربه است و گل سرخ در گیاه بودن و بوته‌ای بودن همان گندم است.

به‌نظر می‌رسد شعر علی‌رغم این‌که عمری بیش از ارسطو دارد، اما از منطق پساارسطویی تبعیت می‌کند. اگر کسی خرد بشری را براساس منطق صلب ارسطویی تعریف کند، شعر سخنی ضد خرد و احمقانه خواهد بود و شاعر باید از آرمانشهر خردبار افلاتون تبعید گردد تا دنیا بهتر بچرخد.

جالب اینجاست که خود ارسطو شعر را براساس منطق خود تحلیل و قضاوت نمی‌کند و آن را براساس بوطیقایی مستقل، برخاسته از منطقی یک‌سره دیگرگون، حاصل تمهیداتی اندیشیده‌شده می‌‌داند که درظاهر غیرمنطقی به‌نظر می‌رسد، اما در باطن منطقی است و در پالایش روح و نفس و زندگی بشر مؤثر واقع می‌گردد.

فراروی «بهزاد رحیمی» از منطق ارسطویی در شعر کوتاهش آشکاراست. ساعت متن او هم کار می‌کند و هم ایستاده است(کار نمی‌کند!) اما چطور چنین چیزی ممکن است!؟ قلب براساس تشبیهی مستعمل به ساعت تشبیه شده است، اما همین تشبیه مستعمل زمینه را برای مضمون عاشقانه و پارادوکسیکال فراهم می‌کند. ساعت کار می‌کند و در عین‌حال به احترام معشوق ایستاده است(صنعت تشخیص). از سوی دیگر در «ایستادن» ایهامی نیز نهفته است. از همین‌رو ایستادن ساعت به‌معنای از کار افتادن آن هم هست. پس درنهایت قلب هم می‌تپد و هم نمی‌تپد، ساعت هم کار می‌کند و هم کار نمی‌کند!

کاربرد همزمان تشبیه و تشخیص و پارادوکس و ایهام متن را پیچیده ساخته و از منطق ارسطویی فراتر برده است. در منطق نسبی‌گرای این متن، مرز چیزها درهم ریخته است و شعر شکستن مرز چیزهاست.

*اتاق بی‌خواب/ بهزاد رحیمی/ فصل پنجم/۱۳۹۶/ صفحه ۱۱.

منبع: روزنامه قدس

دانلود آهنگ “بغض لعنتی” از “بهزاد رحیمی”

آهنگ “بغض لعنتی” منتشر شد
با صدای #بهزاد_رحیمی

ترانه و آهنگ: بهزاد رحیمی
تنظیم کننده: فرشید ناوی
میکس و مسترینگ: هومن جمشیدی

@BehzadRahimi89
BehzadRahimi.com

لینک دانلود(ٍSave / ذخیره)