مصاحبه بهزاد رحیمی با روزنامه بامداد جنوب

مصاحبه
مصاحبه بهزاد رحیمی با روزنامه بامداد جنوب

 

 

# لطفا خودتان را برای مخاطبین ما معرفی کنید؟
بهزاد رحیمی هستم، شاعر و ترانه سرا، متولد ۱۳۶۸ و کارشناس ارشد شیمی.
تا کنون دو مجموعه شعر منتشر کردم سلول های خاکستری در سال ۹۴ چاپ شد که مجموعه ای شعر شاعران جوان نوراباد لرستان است و در سال ۹۶ مجموعه شعر اتاق بی خواب را با همکاری انتشارات فصل پنجم چاپ نمودم که مجموعه ای از شعرهای سپیدم است.
# تا چه اندازه اعتقاد دارید شاعران دهه ۷۰ادامه دهنده ی شعر شاملو یا حتی شمس لنگرودی هستند؟
شخصا معتقدم که شعر آزاد یا سپید ما هنوز از دایره شعر شاملو خارج نشده است، شعر شاعران پس از شاملو تنوع زیادی دارد هر کدام در جزیره ای زندگی می کنند، جزیره هایی که روزی به وسیله احمد شاملو کشف شده اند. منکر خلاقیت شاعران امروز نیستم اما هنوز کاملا جدا نشده ایم.
شمس لنگرودی نقش ارزشمندی در ادبیات دارند قسمت سخت شعر شاملویی را ساده کردند که پلی باشد بین شاملو و نسل های بعد. الان که به گذشته نگاه می کنیم می بینیم شمس لنگرودی بین هم نسل هایش موفق بود چون راهش ادامه پیدا کرد.
#*علت اینکه اهالی ادبیات دهه ۶۰ادبیات دهه۷۰وحتی ۵۰را قبول ندارند چیست؟
ما در شعر آزاد همچنان در حال آزمون و خطا هستیم، و در دورانی قرار داریم که هرروز تکامل بیشتر می شود. طبیعی است شاعران گذشته جایگاهشان را از دست بدهند.
#*به باور شما چه گونه ای ادبی امروز در ایران در مسیر تکرار افتاده است؟
هر از چند گاهی رودخانه ی شعر پشت یک سد متوقف می شود اما بالاخره می شکند و تا چند سال یا چند دهه شاهد تازگی هستیم اتفاقی که برای غزل افتاد، پس از سال ها رکود، غزل نئوکلاسیک و غزل پست مدرن، غزل را به جریان انداختند.
در مورد رباعی و چهارپاره هم این اتفاق افتاد، و امروزه بین جوانان قالب های محبوبی هستند.
#*تعریف شما از شعر عاشقانه چیست البته شعرهای عاشقانه به معنی ساخت وپرداخت هنری منظور است؟
عشق در شعر حرف اول را می زند، عشق نیرو محرکه است عشق همه چیز است، و شاعر به سوژه هایش، به ایدئولوژی اش و حتی به تمام مخاطبانش عشق می ورزد.
#*وضعیت انجمن های ادبی در شهر شما چگونه است؟
شهر ما در حال حاضر یک انجمن فعال دارد. و البته اینجا هم بحران مخاطب وجود دارد.
فضای اغلب انجمن ها شاعر را به سمت اشعار بلند، پیچیده و ثقیل سوق می دهد و اگر شاعر بخواهد انجمنی شعر بگوید مخاطبان واقعی را از دست می دهد. در واقع ارزش ها در انجمن با خارج از آن متفاوت است و شاعر باید آگاهانه پای در انجمن بگذارد.
#*اشعار شما بیشتر چه زمینه ای دارند؟
تلاشم این است که همین زندگی روزمره آدم های قرن بیست و یک را روایت کنم، نمی دانم تا چه موفق شده ام دغدغه های ظاهرا کوچک افراد عادی جامعه که قسمت بزرگی از اذهان را درگیر کرده است روایت کنم.
#*به نظر می رسد در عرصه ادبیات جهانی، شعر به نسبت داستان طی سال های اخیر رشد کمتری داشته به نظر شما علت آن چیست؟
تصور من این است که در غرب هیچگاه شعر جایگاهی در حد منزلت شعر در ایران و دیگر کشورهای شرقی نداشته است، و در عوض رمان و ادبیات نمایشی جایگاه خوبی داشته است. امروزه فرهنگ غرب گسترش پیدا کرده است و سلیقه غربی ها به تمام جهان سرایت کرده است.

#*چشم اندازه شعر وادبیات امروز را چگونه می بینید؟
شعر در رده بندی محبوبیت هنرها، سقوط کرده است و این به علت پیشرفت دیگر هنرهاست. ۲۰۰ سال پیش را تصور کنید، یک شعر یا دیوان شعر قابلیت انتشار بالایی داشت. اما کسی که صدای خوشی داشت فقط توسط افراد حاضر در اجرای زنده اش شنیده می شد یا یک نمایشنامه ی خوب فقط در سالن های تئاتر دیده می شد اما حالا موسیقی و فیلم به سرعت در تمام جهان منتشر می شود. باید بپذیریم شعر جایگاهش را از دست داده است. شاعران ترانه سرا از این نظر وضیت بهتری دارند.
#*امروز ما در زمینه ی شعر، بحران مخاطب داریم تصور می کنید به غیر از تبلیغات مناسب چه فاکتورهای دیگر برای دیده شدن شعر نیاز است؟
یک شاعر اگر بخواهد مخاطب حداکثری را جذب کند باید دکمه Customize (تطبیق با نیاز مشتری) را بزند! این روزها شاعران کوتاه نویس یا شاعرانی که تک بیت های مستقل،ساده و جذاب دارند در شبکه های اجتماعی جایگاه خوبی دارند. حرکت کردن خلاف جریان رودخانه هم می تواند مفید باشد. اگر شاعر تبلیغات خوبی داشته باشد، شعر بلند مخاطب رو ترغیب به خریدن کتاب می کند.

#*اینکه بعضی نویسندگان بر اساس تئوری ، شعر یا داستان می نویسند آیا موافق هستید یا نه وچرا؟
در مورد خود من، معمولا این اتفاق می افتد که اول تصاویری که ناخوداگاه کشف می کنم را یادداشت می کنم بعدش تصمیم می گیرم با این تصاویر چه موضوعی را بیان کنم. با این آجرها چه نوع ساختمانی و برای هدفی بسازم. این گونه ایدئولوژی ام را بیان میکنم.
#*شما ترانه هم کار می کنید آیا مرزی بین شعر وترانه قائل هستید یا نه؟
شاعر از ترانه سرا آزادتر است. در مورد شعر، ما فقط دوئل شاعر و مخاطب را داریم اما در مورد ترانه قضیه کمی فرق می کند خواننده و تیم تولید را هم باید در نظر بگیریم. ترانه سرا باید به سبک موسیقی توجه کند. ترانه سرا باید بداند کدام بیت را در کدام قسمت آهنگ می خوانند و با توجه به آن بنویسد. معمولا در ابیات قسمت اوج آهنگ از کلمات و جملات کوتاه استفاده می شود که مغز شنونده مفهوم را سریعتر تحلیل کند. ترانه سرا باید دقت بیشتری به موسیقی کلمات و طرز ادای آن ها داشته باشد مثلا به کلمه ساده “دغدغه” نگاه کنید کمتر خواننده ای حاضر است این کلمه معمولی را بخواند! اما این کلمه در قدیمی ترین قالب های شعری هم خیلی راحت بین واژه ها قرار می گیرد. در ترانه، کلمات جدیدتر و خاص تر محدودیت بیشتری هم دارند اما شاعر آزاد است! خودش هست و مخاطب!
#*سخن پایانی بفرمایید؟
در پایان از از فرصتی که در اختیار بنده قرار دادید بسیار سپاسگزارم، آرزوی موفقیت برای شما و روزنامه ی بامداد جنوب دارم

 

مصاحبه با بهزاد رحیمی به بهانه چاپ کتاب (اتاق بی‌خواب)

مصاحبه با “بهزاد رحیمی” به بهانه‌ی چاپ مجموعه شعر “اتاق بی‌خواب”

در این مصاحبه سامو فلاحی یاری‌مان کرده است.

 

ـ خودتان را معرفی کنید.

بهزاد رحیمی هستم، متولد نوراباد دلفان. کارشناسی دبیری شیمی را از دانشگاه بوعلی همدان و سپس کارشناسی ارشد شیمی معدنی را از دانشگاه رازی کرمانشاه اخذ نموده‌ام. اکنون مشغول به تدریس هستم

 

ـ در کدام زمینه‌های هنری فعالیت می‌کنید؟

بهزاد رحیمی: بنده در انواع قالب‌های شعری کار می‌کنم مثل شعر سپید، ترانه، چهارپاره، رباعی و غزل. اما حرف نهایی‌ام را در قالب شعر سپید می‌زنم و در حاشیه شعر به موسیقی هم می‌پردازم

 

ـ چرا اسم “اتاق بی‌خواب” را برای کتابتان انتخاب کردید؟

بهزادرحیمی: ببینید اسم کتاب باید نمایانگر فضای کلی کتاب باشد که مخاطب درست کتاب را از قفسه کتابفروشی بردارد

“اتاق بی‌خواب” نماد زندگی مدرن است، بی‌قراری‌های شبانه روزی و استرس‌های بی‌وقفه.

 

ـ هسته‌ی اصلی اتاق بی‌خواب چیست؟

سامو فلاحی: عشق هسته‌ی اصلی شعرهای بهزاد رحیمی در اتاق بی خواب است، کتابی که هر نوع عشقی را زیر و رو می کند تا ماهیت انسان بودن را با شکستن زمان و مکان در قالب شعر سپید خلق کند، فلسفه‌ی چند هسته‌ای اتاق بی‌خواب ان را از یک کتاب تک بُعدی خارج کرده و به شخصیت‌هایی بدل می‌کند که مخاطب گاهی خود را ساعتی خراب، لاکپشتی عاشق، گوزنی تنها، یا دورتر کودک پنج ساله‌ای تصور می‌کند که بارها عاشق شده‌است.

 

ـ قبل از این کتابی را چاپ کرده‌اید؟

بهزاد رحیمی: بله، سال ۹۴ مجموعه شعر شاعران جوان دلفان را با نام سلول‌های خاکستری گرداوری و چاپ کردم.

 

ـ بنظر شما شعر چگونه باید باشد؟

بهزاد رحیمی: من شعر را به فیلم تشبیه می‌کنم، شعر باید یک ایده قوی و عوامل پشت صحنه و جلوی صحنه‌ی قدرتمند داشته باشد اما مخاطب به راحتی از آن لذت ببرد!

به دوستان تازه کار همیشه می‌گویم پیچیده نویسی فقط باعث خودفریبی می‌شود.

و باید اضافه کنم شعرهای هر شاعری از شخصیت‌ها و اتفاقات پیرامونش سرچشمه می‌گیرند که از زاویه دید شاعر روایت می‌شوند. شعر ممکن است دقیقا زندگی شاعر نباشد اما عقاید و نوع نگاه شاعر را نشان می‌دهد.

 

ـ چرا شعر سپید؟!

بهزاد رحیمی: هر کدام از انواع شعر توانایی‌ها و قابلیت‌های خود را دارند. چیزهایی که می‌خواهم بگویم به فرم سپید نزدیک‌ترند، البته ممکن است مجموعه بعدی‌ام رباعی یا چهارپاره باشد!

 

– در مورد اشعار بهزاد رحیمی بگویید.

سامو فلاحی: در اکثر شعرهای کوتاهش از تکنیک موجود در رباعی و دوبیتی استفاده کرده‌است، البته بصورت امروزی.

در شعر کوتاه فرصت کم ست و عمدتا از این فرمول استفاده می‌شود. یعنی اول مقدمه بیان می‌شود سپس نتیجه‌گیری.

بهزاد شعرهایش را مهندسی می‌کند. روند دیگری که در اکثر این شعرها دیده می‌شود این است که، ما ابتدا به دنیای رئال وارد می‌شویم و در انتها شاهد رگه‌هایی از سوررئال و پست مدرن هستیم.

 

ـ کتاب “اتاق بی‌خواب” در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران حضور دارد؟

بله، در غرفه انتشارات فصل پنجم (انتشارات تخصصی شعر)

 

ـ و جمله‌ی پایانی …

از شما بخاطر حمایت همیشگی‌تان از هنر و هنرمند سپاسگزارم

 

فرق زندگی با هنر این است که هنر قابل تحمل تر است.

(چارلز بوکفسکی)