غزل طنین

غزل

نت به نت را روی هم چید و طنین را آفرید

خنده کرد و خنده‌های مرمرین را آفرید

 

واژه‌ای اصلا نبود اما برایت واژه ساخت

چشم زیبای تو را دید آفرین را آفرید

 

در فضای خالی این کهشکشان سوت و کور

خانه‌ات را ساخت این‌گونه زمین را آفرید

 

می‌پرستیدند مردم، هر بتی مثل تو بو‌د

تو رقیبش می‌شدی این شد که دین را آفرید

 

و … خدا از دوری تو خسته شد شعری نوشت

شب شد و باران گرفت و نیکوتین را آفرید

 

شعر را می‌خواست بفرستد برای تو، شبی

پس، گرفت او دست من را و همین را آفرید

 

— بهزاد رحیمی

مصاحبه با بهزاد رحیمی به بهانه چاپ کتاب (اتاق بی‌خواب)

مصاحبه با “بهزاد رحیمی” به بهانه‌ی چاپ مجموعه شعر “اتاق بی‌خواب”

در این مصاحبه سامو فلاحی یاری‌مان کرده است.

 

ـ خودتان را معرفی کنید.

بهزاد رحیمی هستم، متولد نوراباد دلفان. کارشناسی دبیری شیمی را از دانشگاه بوعلی همدان و سپس کارشناسی ارشد شیمی معدنی را از دانشگاه رازی کرمانشاه اخذ نموده‌ام. اکنون مشغول به تدریس هستم

 

ـ در کدام زمینه‌های هنری فعالیت می‌کنید؟

بهزاد رحیمی: بنده در انواع قالب‌های شعری کار می‌کنم مثل شعر سپید، ترانه، چهارپاره، رباعی و غزل. اما حرف نهایی‌ام را در قالب شعر سپید می‌زنم و در حاشیه شعر به موسیقی هم می‌پردازم

 

ـ چرا اسم “اتاق بی‌خواب” را برای کتابتان انتخاب کردید؟

بهزادرحیمی: ببینید اسم کتاب باید نمایانگر فضای کلی کتاب باشد که مخاطب درست کتاب را از قفسه کتابفروشی بردارد

“اتاق بی‌خواب” نماد زندگی مدرن است، بی‌قراری‌های شبانه روزی و استرس‌های بی‌وقفه.

 

ـ هسته‌ی اصلی اتاق بی‌خواب چیست؟

سامو فلاحی: عشق هسته‌ی اصلی شعرهای بهزاد رحیمی در اتاق بی خواب است، کتابی که هر نوع عشقی را زیر و رو می کند تا ماهیت انسان بودن را با شکستن زمان و مکان در قالب شعر سپید خلق کند، فلسفه‌ی چند هسته‌ای اتاق بی‌خواب ان را از یک کتاب تک بُعدی خارج کرده و به شخصیت‌هایی بدل می‌کند که مخاطب گاهی خود را ساعتی خراب، لاکپشتی عاشق، گوزنی تنها، یا دورتر کودک پنج ساله‌ای تصور می‌کند که بارها عاشق شده‌است.

 

ـ قبل از این کتابی را چاپ کرده‌اید؟

بهزاد رحیمی: بله، سال ۹۴ مجموعه شعر شاعران جوان دلفان را با نام سلول‌های خاکستری گرداوری و چاپ کردم.

 

ـ بنظر شما شعر چگونه باید باشد؟

بهزاد رحیمی: من شعر را به فیلم تشبیه می‌کنم، شعر باید یک ایده قوی و عوامل پشت صحنه و جلوی صحنه‌ی قدرتمند داشته باشد اما مخاطب به راحتی از آن لذت ببرد!

به دوستان تازه کار همیشه می‌گویم پیچیده نویسی فقط باعث خودفریبی می‌شود.

و باید اضافه کنم شعرهای هر شاعری از شخصیت‌ها و اتفاقات پیرامونش سرچشمه می‌گیرند که از زاویه دید شاعر روایت می‌شوند. شعر ممکن است دقیقا زندگی شاعر نباشد اما عقاید و نوع نگاه شاعر را نشان می‌دهد.

 

ـ چرا شعر سپید؟!

بهزاد رحیمی: هر کدام از انواع شعر توانایی‌ها و قابلیت‌های خود را دارند. چیزهایی که می‌خواهم بگویم به فرم سپید نزدیک‌ترند، البته ممکن است مجموعه بعدی‌ام رباعی یا چهارپاره باشد!

 

– در مورد اشعار بهزاد رحیمی بگویید.

سامو فلاحی: در اکثر شعرهای کوتاهش از تکنیک موجود در رباعی و دوبیتی استفاده کرده‌است، البته بصورت امروزی.

در شعر کوتاه فرصت کم ست و عمدتا از این فرمول استفاده می‌شود. یعنی اول مقدمه بیان می‌شود سپس نتیجه‌گیری.

بهزاد شعرهایش را مهندسی می‌کند. روند دیگری که در اکثر این شعرها دیده می‌شود این است که، ما ابتدا به دنیای رئال وارد می‌شویم و در انتها شاهد رگه‌هایی از سوررئال و پست مدرن هستیم.

 

ـ کتاب “اتاق بی‌خواب” در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران حضور دارد؟

بله، در غرفه انتشارات فصل پنجم (انتشارات تخصصی شعر)

 

ـ و جمله‌ی پایانی …

از شما بخاطر حمایت همیشگی‌تان از هنر و هنرمند سپاسگزارم

 

فرق زندگی با هنر این است که هنر قابل تحمل تر است.

(چارلز بوکفسکی)

رباعی “شعر بلند”

#رباعی

تـــو! هم نفسم باش، دمادم بانو

آغـــوش مرا بگیــــر محکم، بانو

 

گیســـوی تو دنیای مرا پوشانده

من عـــاشق این شعـر بلندم بانو

 

#بهزاد_رحیمی

شعر ـ چهارپاره / ( گالیله)

 خونسردی”
از بهزاد رحیمی (شاعر- ترانه سرا)

سرگرم خونسردی شدی، آهای
می پاشم از داخل بیا برگرد
یک صفحه از این قصه جا افتاد
یک من مرا قبل از تو پیدا کرد

یک فاجعه از چشم تو دورم
یک پرچم آشفته ام در باد
هرشب معلق می شوم در تو
یک دکمه از پیراهنت افتاد

عطر تو مثل شعله‌ی آتش
من کاسه صبرم پر از بنزین
دیدار تو رفتن به فینال و
برگشتنم یک نقره ی غمگین

غمگین تر از گالیله ام بانو
اخبار مرتد بودنم پیچید
من معتقد هستم که این دنیا
دور تو می گردد نه این خورشید

پست ثابت

شعر سپیدترانه و آهنگشعر موزونبیوگرافیخرید کتاب