پست ثابت

شعر سپیدترانه و آهنگشعر موزونبیوگرافیخرید کتاب

ترانه – یه پنجرم که قسمتش همینه

یه عاشقم که واسه ی رسیدن

نمونده کاری که نکرده باشه

یه پنجرم که قسمتش همینه

جلو چشش همیشه نرده باشه

 

بهزاد رحیمی

برای خرید ترانه کلیک کنید

ترانه جلو نرو

به استخون رسیده زخم این کارد

جلو نرو جلو نرو جلو نه

وجودمو نفس نفس بگیرن

وجودمو بگیرن و تو رو نه

ادامه دارد…

.

#ترانه_سرا #بهزاد_رحیمی

برای خرید این ترانه، کلیک کنید

غزل طنین

غزل

نت به نت را روی هم چید و طنین را آفرید

خنده کرد و خنده‌های مرمرین را آفرید

 

واژه‌ای اصلا نبود اما برایت واژه ساخت

چشم زیبای تو را دید آفرین را آفرید

 

در فضای خالی این کهشکشان سوت و کور

خانه‌ات را ساخت این‌گونه زمین را آفرید

 

می‌پرستیدند مردم، هر بتی مثل تو بو‌د

تو رقیبش می‌شدی این شد که دین را آفرید

 

و … خدا از دوری تو خسته شد شعری نوشت

شب شد و باران گرفت و نیکوتین را آفرید

 

شعر را می‌خواست بفرستد برای تو، شبی

پس، گرفت او دست من را و همین را آفرید

 

— بهزاد رحیمی

شعر (( دخترانم را … )

سال‌ها پیش رفتی

وقتی جهان هنوز زیبا بود

تو

خسته شدی رفتی، تمام پرنده‌ها رفتند

بجز همین کرکس که پشت پنجره نشسته است

خسته شدی رفتی

حالا مانند رانده شده‌ای از کشور خود

از آغوشی به آغوش دیگر

پناهنده می‌شوم

آرام نمی‌گیرم، خوابم نمی‌برد

از زندگی به مرگ

از مرگ به زندگی می‌غلتم

 

زندگی بعد از مرگ را می‌شود باور کرد

زندگی بعد از عشق را نه

زندگی بعد از تو را، نه

به دخترم بگو

پدرش عاشق بوده، مادرش عاشق بوده

جد و آبادش عاشق بوده

غلط می‌کند عاشق نباشد

به دخترم بگو برای عشق بجنگد

که از روزهای سخت چند فعل ماضی می‌ماند

برای دوران پیری

 

سالی که ما عاشق شدیم

هر نگاه، هر لبخند، هر حرف

یک گناه بود، یک رابطه‌ی نامشروع

و حرامزادگانی پدید می‌آمدند

که شما اسمش را می‌گذارید شعر

 

دخترانم را آرام ورق بزنید

 

#بهزاد_رحیمی

ترانه کافه خاطرات

ترانه کافه خاطرات با صدای آسو منتشر شد

 

متن ترانه:

نشستم توی کافه‌ی خاطرات

تو نیستی، ولی زل زدم تــو چشات

نشستی چشامو رصد می‌کنی

به سختی تو اشکاتو سد می‌کنی

غرورت نمیذاره عاشق بشی

بگو کی میخوای از غرور خسته‌شی

تو نیستی و سرد میشه این قهوه هم

از این کافه تنهایی باید برم

تو عاشق می‌کنی شهرو

مث بارون پاییزی

غمامو از تو می‌گیرم

چقد خوبه غم انگیزی

یه حس خوب ازت ساختم

محاله بی تو این دنیا

مرورت می‌کنم هر شب

توی رویاتم این روزا

چقد سخته این انتظار عبث

به تو فکـــر کردن توی هر نفس

زمین و زمانو به هم دووووختن

توی خاطره روز و شب سوختن

هنوزم میبینم بهم زل زدی

بذار باورم شه که تو اومدی

سکوتت منو میکشه واقعا

حواسم به توئه یه حرفی بزن

 

 

شعر سپید – دریازده

شعر سپید:

—————

به گذشته فکر می‌کنم

بچه لاک‌پشت‌ها را

روی قایق‌های کوچک چوبی می‌گذاشتیم

و در آب رها می‌کردیم

به گذشته فکر می‌کنم و دریازده می‌شوم

 

فرمانده‌های جنگ

اگر به گذشته فکر می‌کردند

هرشب

تیر باران می‌شدند

 

#بهزاد_رحیمی

شعر – پوک شده

  • شعر سپید

استخوان‌های پوک شده از فقر

با هر شکست

متلاشی می‌شوند

اما هربار ایستاده‌ام

شعر نوشته‌ام، ساز زده‌ام

و به روی خودم نیاورده‌ام

با همین دست‌های معمولی

آن‌قدر بال زده‌ام

تا از کوچه‌های تنگ و تاریک

به کافه‌های بالای شهر

پرواز کنم

که زیر چراغ‌های نئون

دست در دستِ دختری از دنیای دیگر

بگذارم

وزیرها عوض می‌شوند

سفیرها عوض می‌شوند

فقیرها، نه!

بطور سیری ناپذیری عاشق بدست آوردن‌ام

پس نخواه کوتاه بیایم!

من

درست مثل یک آونگ

بارها از نقطه‌ی آرامشم می‌گذرم

اما نمی‌ایستم

ما برای ایستادن آفریده نشده‌ایم

 

#بهزاد_رحیمی

ترانه آدم منطقی ۲

#ترانه

همیشه با تو، من رو راست بودم

تو بودی همدم شادی و دردم

بجز اشکای تنهایی یک مرد

ازت چیزی رو من پنهون نکردم

#بهزاد_رحیمی

ترانه ” این زندگی انقد آروم و دلگیره”

ترانه قدیمی:

ایـن زنـدگـــی انقــــدر آروم و دلگـــیـره

آرامــــــش دستــــات از یاد من میــــره

عشــق از نگـاه تو بی وقفــه معلومـه

فکــر و خیــال من بیش از حـــد آرومه!

اصلا نمی چسبــه این عشـق لعنتــی

از بـس که راحتـــم از بس که راحتــی

آرامـش مشکــوک دنیامـــو می گیــره

شـایـــد یه عادتــم شـــاید یه عــادتــی

چیزی بگــو با من جلـوم بایسـت اصـلا

سیر میشه آدم از تکرار دوس داشتـن

می دونم از حرفم می رنجی و میـری

این حسو دوس دارم وقتی که دلگیری

تو حرف زدن باهام سرد شو مث خودم

بزار که حــس کنم من عاشقـت شـدم

گاهی مث یخ باش گاهی لب مرز باش

گاهی برای من آرامش محض باش

وقتی که دلتنگم حال منو خوب کن

یوقتا مشکوک باش دنیامو آشوب کن

***

ترانه شال آبی

  • آهنگ #شال_آبی از #آسو منتشر شد

ترانه‌سرا: #بهزاد_رحیمی

 

@BehzadRahimi89

این ترانه با تغییراتی خونده شده

ترانه اصلی:

توی شبام قدم بزن/بیا تو عمق زندگیم

برای هم سوژه بشیم/ برای هم شعــــر بگیم

تو شال آبیتو بپوش / تو کوچه‌ها قدم بزار

می چسبه این دیوونگی / غرورتو بذار کنار

Chorus

غرورتو کنار بذار/ تنهایی منو ببین

من اینجا پشت پنجرم/ یه صندلی بیار بشین

وقتی که میخونم همش / تو رو تجسم می‌کنم

عطرتو که عوض کنی / من راهمو گم می‌کنم

verse2

دوباره مث نقاشا / یه گوشه ای می‌شینمو

یه شال آبی می کشم / دریا رو توش می‌بینمو

رو دیوارای خونمون / پر شده از عکس اون چشات

گیتارمو کوک میکنم / آواااز می خونم برات

 

#بهزاد رحیمی